به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه در مشهد، دکتر غلامرضا جلالی در شانزدهمین پیشنشست «همایش بینالمللی مادران اهلبیت(علیهمالسلام)؛ سیره، شخصیت و الگوبخشی در جهان معاصر» با محوریت بررسی تاریخ و سیره حضرت فاطمه بنتالحسن(سلاماللهعلیها)، مادر گرامی امام محمدباقر(علیهالسلام)، در محل مدرسه علمیه حضرت رقیه)سلاماللهعلیها) به تبیین جایگاه این بانوی بزرگوار و نقش سادات در تحولات علمی، فرهنگی و تمدنی پرداخت.
وی با اشاره به جایگاه حضرت فاطمه بنتالحسن(سلاماللهعلیها)، اظهار کرد: ایشان در حقیقت حلقه وصل میان دو جریان فرزندان امام حسن(علیهالسلام) و امام حسین(علیهالسلام) بودند و این دو جریان در وجود ایشان به وفاق رسیدند.
جلالی با بیان اینکه حضرت امام حسن(علیهالسلام) از ناحیه دختران و فرزندان دیگر نیز دارای فرزندانی بودند، افزود: عنوان «حسن» برای فرزندان مشترک این دو جریان به کار میرود و بسیاری از ائمه(علیهمالسلام) پس از ایشان نیز به صورت مستقیم از نسل حضرت فاطمه بنتالحسن(سلاماللهعلیها) هستند.
وی با اشاره به عظمت و طهارت خاندان اهلبیت(علیهمالسلام) ادامه داد: برای اینکه چنین جایگاهی در میان اهلبیت(علیهمالسلام) شکل بگیرد، عظمت و طهارت ویژهای لازم است.
این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به پژوهش خود درباره نظریه عدالت در اندیشه حضرت امام رضا(علیهالسلام)، گفت: در این زمینه با نظریههای ناشناختهای از حضرت امام رضا(علیهالسلام) مواجه هستیم که هنوز توانایی فهم بسیاری از فرمایشات ایشان به صورت کامل پیدا نشده است.
وی با اشاره به فرمایش امام رضا(علیهالسلام) درباره عدالت و احسان، اظهار کرد: دو چیزی که میتواند تمدنساز و رفاهآفرین باشد، عدالت و احسان و محبت است.
جلالی ادامه داد: خواجه نصیر نیز با این سخن مواجه شده و گفته است که احسان یعنی محبت و محبت در تمدنسازی ارزشی بالاتر از عدالت دارد؛ چراکه در عدالت، افراد را مجبور میکنید به حق خود قانع شوند، اما در محبت، افراد بر اساس اراده خود به سمت احسان کشیده میشوند و به همین دلیل، تأثیر آن بیشتر است، بنابراین، تمدن باید بر اساس محبت شکل بگیرد.
جلالی با اشاره به گسترش اندیشه محبت در میان عارفان و اندیشمندان اسلامی گفت: این جریان از حضرت امام رضا(علیهالسلام) آغاز شده و در ادامه، در میان شخصیتهایی مانند مولانا، شمس تبریزی، قطبالدین ابهری، رکنالدین سجاسی و جنید بغدادی استمرار یافته است.
وی در ادامه با اشاره به حضور گسترده نام و یاد امام رضا(علیهالسلام) در میان ملتهای آسیای مرکزی، اظهار کرد: ترکمنهای ترکمنستان امام رضا(علیهالسلام) را «امام طلایی» و «قزل امام» مینامند.
جلالی افزود: در قرقیزستان نیز کتابی مشاهده کردم که ترجمه «عیون اخبار الرضا» به زبان قرقیزی بود و به سدههای گذشته تعلق داشت. حضور شیخ صدوق در آن مناطق نیز تأثیر عمیقی بر جای گذاشته است و خود ایشان در مقدمه «من لا یحضره الفقیه» به این حضور اشاره کردهاند.
وی با اشاره به تحولات آسیای مرکزی ادامه داد: دره فرغانه تا سدههای اخیر در تصرف شیعیان بود و حضور تشیع در این مناطق موجب شد محبت اهلبیت(علیهمالسلام) در میان مردم گسترش پیدا کند.
سادات؛ حاملان اندیشه و فرهنگ اهلبیت(علیهمالسلام)
جلالی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تنوع قومی و ملی در میان خاندان اهلبیت(علیهمالسلام) گفت: فرزندان اهلبیت(علیهمالسلام) از اقوام و ملیتهای گوناگون بودند و به همین خاطر، جهانوطنانه فکر کردند. تعدد فرهنگی و آشنایی با زبانهای مختلف، ظرفیت و توانمندی انسان را افزایش میدهد.
وی با بیان اینکه سادات در طول تاریخ در عرصههای مختلف علمی، فرهنگی و اجتماعی نقشآفرین بودهاند، اظهار کرد: سادات پرچمدار علم، ادب و عدالتخواهی بوده و دارای نسل پایدار در تحولات تاریخ هستند.
جلالی افزود: باید پیشینه و نقش نسلهای گذشته را شناخت و روایت کرد تا هویت نسلهای آینده از میان نرود. این روایتگری باید انجام شود تا فرزندان آینده آمادگی لازم برای نقشآفرینی در همه عرصهها، از جمله در عصر حضرت ولیاللهالأعظم(عجلاللهتعالیفرجهالشریف)، داشته باشند.
وی با اشاره به نقش سادات در طریقتها و جریانهای عرفانی آسیای مرکزی ادامه داد: در کتابی درباره مکتبهای عرفانی شیعه در آسیای مرکزی که آماده چاپ است، توضیح دادهام که قریب به اتفاق سران طریقتها، صوفیان و عارفان، از سادات هستند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه حضور سادات در عرصههای مختلف علمی و فرهنگی گسترده بوده است، گفت: هنرمندان، نویسندگان، محققان، فقها و عارفان بسیاری در میان سادات حضور داشتهاند و آنان در تحولات اجتماعی و سیاسی، ترویج تشیع، تولید دانش و روابط میانفرهنگی و میانتمدنی نقشآفرین بودهاند.
وی افزود: هر جا شیعه حضور دارد، سادات نیز در آنجا حضور دارند و این حضور در طول تاریخ به شکلهای مختلف در میان ملتها و تمدنهای گوناگون استمرار یافته است.
جلالی با اشاره به نمونههایی از حضور سادات در هند و پاکستان اظهار کرد: سادات رضوی در منطقه مولتان پاکستان حضور گستردهای دارند و در این منطقه به «سادات بخاری» نیز شناخته میشوند.
وی ادامه داد: در هند نیز سادات از قرن دهم هجری حضور داشتهاند و در کشمیر، مقابر بسیاری از سادات وجود دارد. در دانشگاه علیگر نیز یکی از سادات رضوی ریاست دپارتمان الهیات را بر عهده دارد.
جلالی با اشاره به حضور سادات در میان طریقتهای آسیای مرکزی گفت: در قرقیزستان با یکی از سادات رضوی دیدار کردم که در مسجد حضور داشت. وقتی از سیادت او مطلع شدم، سندی را نشان داد که مربوط به حدود چهارصد سال پیش بود و در آن نام ائمه اطهار(علیهمالسلام) به عنوان بزرگان طریقت آمده بود.
وی افزود: در برخی جریانها، نام ائمه(علیهمالسلام) از این اسناد حذف شده تا پیوند تاریخی آنان با تشیع تقویت نشود، در حالی که اصل این جریانها ریشههایی مرتبط با تشیع دارد.
جلالی با اشاره به منابع و شجرهنامههای سادات اظهار کرد: شجرهنامهها و منابع متعددی درباره سادات وجود دارد و برخی از این اسناد، ارتباط خاندانهای بزرگ سادات را در مناطق مختلف نشان میدهد.
وی با اشاره به شجرهنامهای چهارصد متری از سادات در هند گفت: این شجرهنامه به دستور رهبر شهید و به وسیله دکتر خواجهپیری تهیه شده و نزدیک به ۴۰ سال برای تدوین آن زمان صرف شده است. این شجرهنامه، خاندانهای بزرگ هند را به یکدیگر پیوند داده است.
جلالی با اشاره به نامگذاری فرزندان سادات به نام حضرت فاطمه(سلاماللهعلیها) افزود: در این شجرهنامهها نامهایی مانند فاطمه شاهین، فاطمه شهناز، فاطمه مهتاب و فاطمه افتخار دیده میشود که نشاندهنده جایگاه نام حضرت فاطمه(سلاماللهعلیها) در میان خاندانهای سادات است.
وی در پایان با تأکید بر ضرورت توجه بیشتر به نسبنگاری و نسبشناسی سادات خاطرنشان کرد: نسبت به نسبنگاری، نسبشناسی و تدوین روایت از خاندان خودتان، اقدامات جدیتری داشته باشید. زحماتی که امروز انجام میشود، ممکن است به فراموشی سپرده شود و دیگران به جای شما روایتگری کنند؛ بنابراین لازم است برای این موضوع وقت گذاشته شود و زمینه حمایت از این اقدامات فراهم شود.











نظر شما